خانه / بایگانی برچسب: شعر فارسی

بایگانی برچسب: شعر فارسی

شعر فارسی : به امّیدی که شاید بشنود آن‌کس که باید بود و حالا نیست

خواب آشفته

خیلی دوست داشتم فرصتی پیش بیاید تا یکی از خواب‌هایم را برایتان تعریف کنم… چُ افتاده میان شهر بوی کِزِ پا و سر پوکم درون خواب دیدم که بیدار و اسیر لشگر خوکم میان معرکه مانند احمق‌های روشنفکر کوری که چنان بمبی اسیر تیک‌ها و تاک‌های ساعتی کوکم کسی ذات ...

ادامه نوشته »

شعر فارسی : نگاه عشق

امیر سلامی

شعر فارسی : برابره نگاهه تو نگاهه من اسیر شد بخاطر سراب تو ، جهانِ من کویر شد نگاه کن وجوده من به پاى تو سجود شد ببین چجورى عاشقت هر آن چه که نبود شد تمام گریه هاى من عذاب بى تو بودنم من از همین عذاب تو به ...

ادامه نوشته »

شعر فارسی : آی زندگی

امیر سلامی

شعر فارسی : زندگى، کابوس ِ تکراریه من زندگى، دشمنِ اینجاییه من زندگى،قصه ى دل دادن من لکه ى ننگى روى دامن من زندگى،اى دردِ بیمار و مریض زندگى….مرتیکه ى بى همه چیز زندگى، چى دارى میسازى برام جونمو میدم که دنیاتو نخام زندگى،دلیل بیخوابیه من خوابِ مرگو نوبته ماهم ...

ادامه نوشته »

شعر فارسی : آرزو های من تلف شدن

امیر سلامی

شعر فارسی : فهمیدنش سخته برات دنیایه من جهنمه دنیایه تو رنگه بهشت تفاوتش مشخصه چشماتو بستى رو جهان رویاتو زندگى کنى انقد توهّمى شدى نشد که عاشقی کنى ((ارزوهایه من تلف شدن بودنت خوب نبود براى من نذار هیچى بمونه بینمون با یادگاریام بهم بزن)) بغضِ ترانمو ببین این ...

ادامه نوشته »

شعر فارسی : قانون عشق

امیر سلامی

شعر فارسی : قانونِ عشقت قاعده کم داشت هندسه ى حسِّ تو میلرزه تو وانمیستى پاى دنیامون رابطمون تک ضلعیه محضه قلبمو حرفاى تو خُردش کرد هرکار کردى صحنه سازى بود اینهمه آدم دورِ تو بودن خب به دلِ من چه نیازى بود؟ تو گرم بازى با عشق بودى عشق ...

ادامه نوشته »

شعر فارسی | دوباره می نویسم از الف تا ی

عاشقانه

شعر فارسی :   سکانس ۱ : دوبـــــــاره می نویسم از الف تا ی از آدمــــی بـــــــــــــــه اسم آقای ِ کسی که حرف اولش سین است درست شبیـــــــــه اول سایــــــــه کسی کـــــه عاشقت شده است ولــی نمی رسد به گـــــــــرد پای ِ شما کــــــه دریای عاطفه اید و … رنــــگ ...

ادامه نوشته »

شعر فارسی | دوباره دیر کرده ای سر قرار لعنتی

red symbols of love

شعر فارسی : دوبـــــــــــاره دیـــــــر کــــرده ای سر قرار لعنتی ســـــــــر همــان دقیقـــه ها ســر چهـــار لعنتی و گوشــه ای نشستــــــه ام بیایــی و خبر دهی کجـــــــا رفتــه ای تو بـــاز ؟ پی چه کـار لعنتی ؟ چقــدر زجــر میــــکشـــــم از انتـــظــار نـا بـه جـا چقــدر زجــر می دهـی،مــــرا تـــــو ...

ادامه نوشته »

کنار دریا

دریا

.::دریا::. صدف صدف فاجعه می‌بارد کنار دریای خزر گفته بودی اینجا که بیایی دریای سبز نگاه مرا دارد و جزر و مد زندگی می‌آورد حالا همین دریاست که موج موج سر به سنگ می‌کوبد و از خیل صدفهای بی مزار دلشوره می گیرد شاعر : آرزو نوری

ادامه نوشته »

تو بمان ب کنار این دل من | شعر فارسی

جواد ادبی فیروزجاه

شعر فارسی : جامی در دست و لب بر ساغر بود /نوش ان باده ز غم دلبر بود من ان هفت خط می خوار نیم/دلم زمی تو فقط می خر بود تو بمان ب کنار این دل من /باشی تلخی می مرا شکر بود این بس می و خوشی ظاهرم ...

ادامه نوشته »

امشب دلم تنگ نگار است| شعر فارسی

جواد ادبی فیروزجاه

شعر زیبا : امشب دلم تنگ نگار است بمیرم الهی,انگار بیمار است ب فکرم ب پاکی آب بوده لیک پر از گرد و غبار است ببینند ک بسی خوش باشد ندانند ک غمش بسیار است بسان آن درخت سبز قامت نشان این ک فصل بهار است همه بلندش دیدن و ...

ادامه نوشته »