خانه / آرشیو / ضعف کلمه ها

ضعف کلمه ها

در میانِ خطِّ “کلمه ها”، تصویرِ درماندگیِ اتّفاق، در هم می شکند؛ کلمه هایی که نمی توانستند؛ همه چیز را حرف باشند. به راستی که اینگونه هست؛ زمان هم نمی تواند، تنها دستانِ سفت و خشنی، بر گلویت چنبره می زند و صدا هم کاری نمی کند؛ آنجایی که همیشه این تکرار می شود؛ جزءِ کلیشه هایِ چند کلمه ایی و زود گذر و ملال آور. تزلزلی آبستِره از بازیِ وجود؛ جایی که به هر چه تجرّد هم لگد می زند. کلمه ها ؛ طاغیِ بانگِ بلندِ سرگیجه آور. کلمه ها، بازیِ سده ها صفت در جسم. به خانه، به اتاقت که می روی؛ آنجایِ روبرویِ نِزارِ چوبیِ همدم اَت، در تکلّمی بس نابِکار، جا خُشک کرده؛ آن سکوتِ مستور و سرزده. به بیرون؛ لابلایِ ایستادگیِ چند نقطه؛ آسمان و زمین، شریانِ سکوت. چشم برهم بزنی می گذرد؛ یوغِ او؛ در جایی دیگر؛ از نفس افتاده ترت می کند. عصرِ انسانیّتِ تو در تو؛ بند آمدنِ زبانم؛ برایِ سرمایِ سوزانِ درونم. پُر رنگیِ فراریِ دفترِ لحظه ها. یکی قلم بردارد بنویسد؛ زمان می میرد.

محمّد محمودی| عکس: شُمال| بابل| روستایِ سُلیمان کُلا

soleymankola-babol-mohammad mahmoudi

یک دیدگاه

  1. این منظره خله خله قشنگ هسته . شمی دست درد نکنه برار!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.