خانه / آرشیو / روز های ترک خورده؛ نگاره های گمشده ی تو

روز های ترک خورده؛ نگاره های گمشده ی تو

برایِ روز هایی که از پسِ سکوت؛ بی ریشه و مُرده افتاده ام امّا برایِ تصویرت، به ناگهان قابِ تکرارِ نبودنت را می بینم و لحظه ایی می دانم بودی و بودنی که نقشِ روزگار هست و خواهد بود. برایِ تو که نمی دانم کجا خواهی زیست؛ امّا این لعنتیِ زمان، هنوز بشریتی را از پای درآورده و هنوز قرارِ تو که می رسد، بی نهایت زِمخت و ننگین می شود. برایِ تو که نمی دانم در آغوشِ که خواهی آرامید، شب ها و ایّامی و لحظه هایت را گذر خواهی کرد. برایِ تو که رخوتِ قصه ها را خواهی کُشت و نگاهِ تب دارت را که دنیایِ فانی را بدونِ عشق رُسوا خواهد کرد ساخت، برایِ تو که نمی دانم هنوز چگونه خواهم گذشت و نمی دانم کجایِ گوشه یِ قلبی از نبودن، هنوز محکم نگاهت دارم تا هیچ غمی تکانت ندهد. برایِ تو که رود میمانی و من فقط لبِ تو می نشینم، خیره در آن محو می شوم. محوِ زیبایی هایِ دردناکی که ناگاه سرم را به طاق می کوباند. برایِ دوست داشتنی و خوب ماندنی که تمامِ من خواهی بود. برایِ تمامیّتی که مواظبِ خود باشی و بدانی که خواهی ماند با من، کلیشه و پیشِ پا افتاده نه سنگین و ثقیل می گویم؛ مواظبِ خود باش؛ که با اتفاق هایِ ندیده، اوج بگیری. اصلاً همه برایِ تو؛ امروز تصویرها لغزشِ دورانِ من است و جانی نمانده؛ روزهایِ لرزان. این دوریِ تکرار؛ غروبِ خشکیده؛ روزهایِ پس از سکوت؛ که طاقتم امان نداد تا نگویم؛ روزهایِ ترک خورده یِ پلید؛ من هنوز به دنبالِ نگاره هایِ تو در خاطراتم می گردم.

[محمد محمودی]

Photo by: Mohammad mahmoudi/ Exile
Photo by: Mohammad mahmoudi/ Exile

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.